اگر در سرگذشت بزرگان تاريخ معاصر كشورمان نيك بنگريم درخواهيم يافت كه درباره انها يا نمي دانيم يا يك جور نمي دانيم. يك جور ندانستنمان هم كم اختلاف ندارد بلكه خيلي هم تفاوت دارد. از ادم هاي خيلي معروف مانند رضاخان؛ مصدق، خميني و قوام و. ..بگيريد تا آدم هاي كمتر شناخته شده مانند علم و عباس ميرزا و فروغي و...اگر به نويسندگان آثار درباره ايشان مراجعه كنيم و همه نويسندگان را هم ايراني برگزيينم مثلا طلوعي؛ رائين؛ مكي؛ ملكي و...مي بينيم نظرات تا چه حد متفاوت است. تا آنجا كه من مي دانم مساله ما تمركز زياد روي آدم هاست و رويدادها وما كمتر روي جزئيات تاريخي تمركز مي كنيم. اين عدم تمركز حتما به خاطر بي حوصلگي و بي سوادي است. اما يكدندگي و تعصب و نفرت ما درباره اشخاص به خاطر روح استبداد نهفته در همه شخصيتهاي ماست. تمام شخصيتهاي تاريخ ما يا كم و زياد استبداد داشته اند يا مريد پرور بوده اند.ما وقتي درخصوص مصدق سخن مي گويييم بايد چند رخداد مهم را درباره او بادقت بخوانيم و بدانيم من چند نمونه مي گويم. مخالفت با پادشاهايي رضاشاه؛ مذاكرات او باشركت نفت انگليس؛ اختلافات او با فدائيان اسلام؛ توقيف نكردن اموال قوام؛ انحلال دو مجلس ؛ زندان سه ساله و تبعيد13 ساله تازمان مرگ. تك تك اين مسايل در كنار شناخت رفتار آدم هايي مانند رزم ارا؛ قوام؛ زاهدي؛ بقايي و كاشاني و از همه مهمتر تسلط بر مفاد قانون اساسي مشروطه و خواستگاه اجتماعي مصدق مي تواند ما را به شناخت تقريبا دقيق از مصدق برساند. درحاليكه ما با مرده باد و زنده باد مي خواهيم همه مسايل را حل كنيم.فراموش نكنيم ما نمي توانيم به راحتي به اشخاص صفاتي مانند خائن وطن پرست بي دين ترسو جاسوس و.. اطلاق كنيم. ما بايد رفتار آنها در موقعيت آنها را تحليل كنيم و
برچسب:
نویسنده: هستی شریفی
تاريخ: پنجشنبه
23 شهريور
1402 ساعت: 21:45